قافیه وسجع

نوشته شده توسط:مدیریت سایت | ۰ دیدگاه

1. قافیه

گمان می­کنم همه­ی دانش­آموزان سال هفتم توانِ تشخیصِ واژه­های قافیه را دارند، و می­دانند واژه­هایی مثلِ «سپر» و «پسر» و «پدر» و ... که حروف انتهایی مشترکی دارند، قافیه­اند. امّا این حروفِ انتهاییِ مشترک، دقیقاً یعنی چند حرف؟

مثلاً واژه­های «خراب» و «سراب»، چهار حرفِ انتهاییِ مشترک دارند: «ـَراب»

واژه­های «خراب» و «سیراب» سه حرفِ انتهاییِ مشترک دارند: «راب»

واژه­های «خراب» و «ناب»، دو حرفِ انتهاییِ مشترک دارند: «اب»

و واژه­های «خراب» و «شیب»، یک حرفِ انتهاییِ مشترک دارند: «ب»

واژه­ی «خراب» با واژه­های «سراب» و «سیراب» و «ناب» قافیه است، امّا با «شیب» چه طور؟

در حالتِ کلّی برای قافیه بودنِ دو واژه، باید حدّاقل دو تا از حروفِ انتهاییِ واژه­ها یکسان باشد، یعنی «خراب» و «شیب» قافیه نمی­شوند.

البتّه اگر دو واژه به «ا» یا «و» ختم شوند، نیازی نیست که دو حرف ِپایانی مشترک باشند و همان حرفِ انتهایی کافی است، نظیرِ «هوا» و «فردا» که فقط یک حرف ِانتهاییِ مشترک دارند، امّا قافیه­اند؛ و هم­چنین «سبو» و «ابرو».

2. سجع

گاه واژه­هایی که در انتهای جملاتِ متن می­آیند، با هم قافیه هستند. مثلاً «روح» و «فتوح» در عبارتِ زیر:

به نامِ آن خدای که نامِ او راحتِ روح است و پیغامِ او مفتاحِ فتوح است.

به این آرایه­ی ادبی که باعثِ آهنگین شدنِ متن می­شود­، «سجع» می­گویند. «سجع» در لغت یعنی «آواز کبوتر»، و متنی که این­چنین آهنگین شده باشد، «مسجّع» نامیده می­شود. در سال­های آینده با انواع ِدیگرِ سجع هم آشنا خواهید شد.

3. گلستان سعدی

در بخشِ اعلامِ کتاب ِدرسی می­خوانیم «گلستانِ سعدی، به یقین یکی از درخشان­ترین  و استادانه­ترین نمونه­های نثر پارسی است که ...  نثرِ گلستان مسجّع است؛ یعنی نثری که گوشه­ی چشمی نیز به شعر دارد.»

حالا که به خوبی با مفهومِ سجع آشنا شدیم، معنای این عبارتِ گتابِ درسی و ارتباطِ نثرِ مسجّع و شعر را را بهتر می­فهمیم.

    هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است.

ارسال نظر برای این مطلب غیر فعال شده است!