سیمرغ

نوشته شده توسط:مدیریت سایت | ۲ دیدگاه

یکی از جانوران افسانه ای ایران زمین سیمرغ است که در جاهای مختلف به شکل های گوناگون از آن نام برده شده است در منطق الطیر عطار 30 عدد مرغ هستند و در شاهنامه پرنده ایست افسانه ای که زال را نجات داده و هر گاه او و رستم به کمک نیاز داشته باشند به کمکشان می آید در متونی آمده است که از آن جهت به او سیمرغ میگویند که هر لون که در پر هر یک مرغ میباشد، همه در پرهای او موجوداست .. در فروردین یشت بند ۹۷ آمده : فروهرپاکدین «سائنا» پسر اهوم ستوت را می ستاییم . نخستین کسی که با صد پیرو در این سرزمین ظهور کرد در کتاب هفتم دینکرد در فصل ششم بند ۵ آمده : «در میان دستوران درباره ٔ سئنه گفته شده است که او صد سال پس از ظهور دین (زرتشت ) متولد شد و دویست سال پس از ظهور دین درگذشت . او نخستین پیرو مزدیسنا است که صد سال زندگی کرد و با صد تن از مریدان خویش به روی زمین آمد و نیز دینکرد در کتاب نهم در فصل ۲۴ بند ۱۷، وی از شاگردان زرتشت معرفی شده . محققان کلمه ٔ سئنه را به معنی شاهین یا عقاب دانسته اند که با ورغنا در اوستا برابری میکند اما بی شک این دو مفهوم سیمرغ و سئنه که هر دو پرندگانی افسانه ای هستند و شباهت هایی با یکدیگر دارند با هم بیگانه نیستند. میدانیم که در عهد کهن روحانیان و موبدان علاوه بر وظایف دینی شغل پزشکی میورزیدند، بنابراین تصور میشود یکی از خردمندان روحانی عهد باستان که نام وی سئنه از نام پرنده ٔ مزبور اتخاذ شده بود، سمت روحانی مهمی داشته که انعکاس آن بخوبی در اوستا آشکار است و از جانب دیگر وی به طبابت و مداوای بیماران شهرت یافته بود. بعدها سئنه (نام روحانی مذکور) را به معنی لغوی خود نام مرغ گرفتند و جنبه ٔ پزشکی او را در اوستا به درختی که آشیانه مرغ سئنه است و در خداینامه و شاهنامه به خود سیمرغ دادند، چنانکه در بهرام یشت بند ۳۴ – ۳۸ آمده : «کسی که استخوان یا پری از این مرغ دلیر (وارغن ) با خود داشته باشد، هیچ مرد دلیری او را نتواند براندازد و نه ازجای براند. آن پر او را هماره نزد کسان گرامی و بزرگ دارد و او را از فر برخودار سازد.


آری پناه بخشد آن پر «مرغان مرغ » در هنگام برابر شدن با هماوردان خونخوار و ستمکار دارندگان آن پر کمتر گزند یابند. همه بترسند از کسی که تعویذ پر مرغ وارغن با اوست » در مینوگ خرد (پازند) آمده . (ترجمه ٔ وست فصل ۶۲ بند ۳۷ -۴۰). «آشیان سین مور» و (سیمرغ ) بر درخت «هروسپ تخمک » است که آن را «جدبیش » (ضد گزند) میخوانند گویند هر گاه سیمرغ بر این درخت مینشیند هزار شاخه از ان میشکند و هر گاه بر میخیزد هزار شاخه به هوا میروند . در شاهنامه علاوه بر حضور سیمرغ برای کمک هایی به رستم در هفت خان اسفندیار نیز سیمرغ حضور دارد و اسفندیار در یکی از خان های هفت خان اسفندیار سیمرغ را میکشد و عده ای گویند سیمرغ کشته شده جفتی داشته و بعد ها در نبرد رستم و اسفندیار سیمرغی که به کمک رستم امد و نشانی تیر گز را به او داد و باعث شد رستم اسفندیار را بکشد و شکست دهد جفت ان سیمرغ بوده و به این شیوه انتقام خویش از اسفندیار را گرفته است .

  • Tresa

    Tresa

    • ۱۳۹۶/۰۲/۲۷ - ۰۰:۳۹:۵۴

    Do you have a spam issue on this website; I also am a blogger,
    and I was wanting to know your situation; many of us have created some nice methods and we are
    looking to trade techniques with other folks, be sure to shoot me
    an e-mail if interested. http://tms-ci.com/?option=com_k2&view=itemlist&task=user&id=4075

  • Rufus

    Rufus

    • ۱۳۹۶/۰۶/۱۵ - ۱۹:۳۱:۰۷

    Thanks for sharing your thoughts on سر. Regards http://deerpark.press/profile.php?a=14425


ارسال نظر برای این مطلب غیر فعال شده است!